-
تعداد دوره ها9
-
تعداد شماره97
-
تعداد مقالات3,431
-
تعداد نویسندگان7,309
-
مقالات پذیرش شده1,349
-
مقالات رد شده2,082
-
درصد پذیرش39.32%
-
درصد عدم پذیرش60.68%
-
زمان پذیرش (روز)62
-
پایگاههای نمایه شده47
-
تعداد داوران127
-
تعداد مشاهده مقالات3,397,065

ارزیابی میزان انطباق محتوای کتابهای درسی با مدلهای روانشناسی شناختی در دوره متوسطه دوم
دوره 9، شماره 97، تیر 1405، صفحات 1 - 21
1- کارشناسی تربیت بدنی و مدیر مدارس استان ایلام، ایران
2- گروه مدیریت آموزشی، پیام نور تهران، تهران، ایران
چکیده :
هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی و تحلیل میزان انطباق محتوای کتابهای درسی دوره متوسطه دوم با شاخصها و مؤلفههای مدلهای روانشناسی شناختی است. روانشناسی شناختی با تمرکز بر فرآیندهایی نظیر ادراک، حافظه، حل مسئله و تفکر انتقادی، نقشی کلیدی در بهینهسازی یادگیری ایفا میکند. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تحلیل محتوای کمی و کیفی است. جامعه آماری شامل تمامی کتابهای درسی پایه دهم، یازدهم و دوازدهم در رشتههای علوم تجربی و علوم انسانی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، کتابهای محوری (نظیر زیستشناسی، روانشناسی و فلسفه) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، چکلیست معتبر تحلیل محتوا مبتنی بر مدلهای شناختی (نظیر مدل پردازش اطلاعات و نظریه بار شناختی) بود که روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی تأیید گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که میزان توجه به مؤلفههای «سازماندهی مطالب» و «فعالسازی پیشدانسته» در سطح مطلوبی قرار دارد، اما در بخش «مدیریت بار شناختی» و «تقویت راهبردهای فراشناختی»، شکاف قابلتوجهی میان محتوای موجود و استانداردهای روانشناسی شناختی مشاهده میشود. نتایج آزمون مجذور کای نشان داد که تفاوت معناداری در توزیع مؤلفههای شناختی بین کتب علوم پایه و علوم انسانی وجود دارد (<p 0.05). در نهایت، نتایج حاکی از آن است که ساختار فعلی کتابها بیشتر بر انتقال دانش متمرکز است تا پرورش ساختارهای شناختی عمیق. بر این اساس پیشنهاد میشود در بازنگری کتب درسی، از رویکردهای نوین طراحی آموزشی مبتنی بر علوم اعصاب شناختی استفاده گردد.
- 3
- 1
- 1404/11/15
- 1405/02/06
- 1405/03/18





