<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش</JournalTitle>
      <Issn>2588-6967</Issn>
      <Volume>9</Volume>
      <Issue>97</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>06</Month>
        <Day>08</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>ارزیابی میزان انطباق محتوای کتاب‌های درسی با مدل‌های روان‌شناسی شناختی در دوره متوسطه دوم</VernacularTitle>
    <FirstPage>1</FirstPage>
    <LastPage>21</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>رضا</FirstName>
                <Affiliation>کارشناسی تربیت بدنی و مدیر مدارس استان ایلام، ایران</Affiliation>
      </Author>
      <Author>
        <FirstName>رحیم</FirstName>
                <Affiliation>گروه مدیریت آموزشی، پیام نور تهران، تهران، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2026</Year>
        <Month>02</Month>
        <Day>04</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی و تحلیل میزان انطباق محتوای کتاب‌های درسی دوره متوسطه دوم با شاخص‌ها و مؤلفه‌های مدل‌های روان‌شناسی شناختی است. روان‌شناسی شناختی با تمرکز بر فرآیندهایی نظیر ادراک، حافظه، حل مسئله و تفکر انتقادی، نقشی کلیدی در بهینه‌سازی یادگیری ایفا می‌کند. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تحلیل محتوای کمی و کیفی است. جامعه آماری شامل تمامی کتاب‌های درسی پایه دهم، یازدهم و دوازدهم در رشته‌های علوم تجربی و علوم انسانی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، کتاب‌های محوری (نظیر زیست‌شناسی، روان‌شناسی و فلسفه) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، چک‌لیست معتبر تحلیل محتوا مبتنی بر مدل‌های شناختی (نظیر مدل پردازش اطلاعات و نظریه بار شناختی) بود که روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی تأیید گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که میزان توجه به مؤلفه‌های &amp;laquo;سازماندهی مطالب&amp;raquo; و &amp;laquo;فعال‌سازی پیش‌دانسته&amp;raquo; در سطح مطلوبی قرار دارد، اما در بخش &amp;laquo;مدیریت بار شناختی&amp;raquo; و &amp;laquo;تقویت راهبردهای فراشناختی&amp;raquo;، شکاف قابل‌توجهی میان محتوای موجود و استانداردهای روان‌شناسی شناختی مشاهده می‌شود. نتایج آزمون مجذور کای نشان داد که تفاوت معناداری در توزیع مؤلفه‌های شناختی بین کتب علوم پایه و علوم انسانی وجود دارد (&lt;p 0.05). در نهایت، نتایج حاکی از آن است که ساختار فعلی کتاب‌ها بیشتر بر انتقال دانش متمرکز است تا پرورش ساختارهای شناختی عمیق. بر این اساس پیشنهاد می‌شود در بازنگری کتب درسی، از رویکردهای نوین طراحی آموزشی مبتنی بر علوم اعصاب شناختی استفاده گردد.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/16514</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
