روانشناسی

نقش واسطه تئوری ذهن در رابطه سبک‌های والدگری با افسردگی
دوره 4، شماره 37، تیر 1400، صفحات 84 - 62
نویسندگان : حمید یعقوبی 1، سارا سلیمانی* 2، ریحانه اکرمی 3
1 - دکترای تخصصی دانشگاه علوم پزشکی.استادیار دانشگاه شاهد.
2 - کارشناس ارشد روانشناسی بالینی.دانشگاه ازاد واحد تهران جنوب
3 - کارشناس ارشد روانشناسی بالینی گرایش خانواده درمانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران
چکیده :
هدف اين پژوهش تعيين نقش واسطه تئوري ذهن در رابطه افسردگي و سبک‌هاي والدگري بود. 201 نفر از دانش‌آموزان يک دبيرستان با استفاده از نمونه‌گيري در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه افسردگي بک فرم دو (بک، 1996)، پرسشنامه بازشناسي حالت‌هاي هيجاني از روي تصاوير چشم (بارون کوهن و ديگران، 2001)، شيوه‌هاي والدگري (بامريند، 1971) پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاري مورد تحليل قرار گرفتند. نتايج به کمک روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس نشان داد افسردگی و تئوري ذهن رابطه مثبت و همچنین افسردگی با سبک سهل گیرانه رابطه مثبت و با سبک مقتدارنه رابطه منفی دارد. اما افسردگی با سبک استبدادی رابطه ندارد. بر اساس نتایج تئوري ذهن نیز با سبک سهل گیرانه رابطه مثبت و با سبک مقتدارنه رابطه منفی دارد. اما تئوري ذهن با سبک استبدادی رابطه ندارد. تئوري ذهن در ارتباط بین سبک های سهل گیرانه و مقتدارنه با افسردگی نقش واسطه ای دارد؛ اما در ارتباط با سبک استبدادی و افسردگی نقش واسطه ای ندارد. يافته‌هاي اين پژوهش در شناخت نقش سبک‌هاي والدگري و عوامل موثر در افسردگي نقش کاربردي دارند و مي‌توان با آموزش‌هاي مناسب اين نقش‌ها را تعديل کرد.