-
تعداد دوره ها9
-
تعداد شماره98
-
تعداد مقالات3,439
-
تعداد نویسندگان7,324
-
مقالات پذیرش شده1,355
-
مقالات رد شده2,084
-
درصد پذیرش39.4%
-
درصد عدم پذیرش60.6%
-
زمان پذیرش (روز)62
-
پایگاههای نمایه شده47
-
تعداد داوران127
-
تعداد مشاهده مقالات3,433,902

بررسی تطبیقی تأثیر اسپینوزا و لایبنیتس بر شکلگیری علم روانشناسی جدید
دوره 9، شماره 98، مرداد 1405، صفحات 64 - 75
1- دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
2- استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
3- استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
چکیده :
در این مقاله، موضوع تأثیر آراء و اندیشههای فلسفی باروخ اسپینوزا و گوتفرید ویلهلم لایبنیتس بر شکلگیری علم روانشناسی جدید، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. جهت دستیابی به دادههای مورد تحلیل، از روش تحلیلی-توصیفی و تحلیل-تطبیقی استفاده شد و اندیشههای فلسفی-روانشناختی این دو فیلسوف، تحلیل و مورد مقایسه قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان میدهند که اسپینوزا با عطف توجه طبیعتگرایانه به عواطف ناآگاه و منفی انسانها که عمدتاً سپهر وجود انسانها را تحت تأثیر خود قرا می دهند، با رویکردی درمانی، توصیه میکند که انسانها از قدرت عقل برای شناخت هرچه بیشتر این عواطف استفاده کنند و به آزادی و رهایی از قید و بند این احساسات منفی دست یابند. بدینترتیب، دیدگاههای اسپینوزا میتواند ریشهای برای رویکردهای روانکاوانه یونگی و اگزیستانسیالیستی در علم روانشناسی جدید فراهم کند. از سوی دیگر، رویکرد ذهنگرایانه لایبنیتس که بر وجود جوهر بسیط (مناد) متافیزیکی تأکید دارد و دیدگاه ماتریالیستی به موضوع بدن و نفس انسان را رد میکند؛ بر تفوَق متافیزیک بر حوزه جسمانی و شکلگیری آگاهی انسان در این حیطه نظر دارد. از نظر لایبنیتس، بسیاری از رفتارهای ما در حالت ناآگاهانه و واکنشی اتفاق میافتد. از این رو، میتوان دیدگاههای او را با روانکاوی فرویدی و رفتارگرایی اسکینری مرتبط دانست.
کلمات کلیدی :
- 5
- 4
- 1404/12/19
- 1405/02/01
- 1405/03/10





