<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش</JournalTitle>
      <Issn>2588-6967</Issn>
      <Volume>9</Volume>
      <Issue>97</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>06</Month>
        <Day>22</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>بررسی تطبیقی روش‌های تشخیصی ADHD  در کودکان: از سنجه‌های نوروساینس تا مقیاس‌های روان‌شناختی</VernacularTitle>
    <FirstPage>22</FirstPage>
    <LastPage>33</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>رعنا</FirstName>
                <Affiliation>گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، البرز، ایران</Affiliation>
      </Author>
      <Author>
        <FirstName>مهناز</FirstName>
                <Affiliation>گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2026</Year>
        <Month>01</Month>
        <Day>04</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) یکی از شایع‌ترین اختلالات عصبی-تحولی در کودکان است که تشخیص دقیق آن نقشی حیاتی در تعیین استراتژی‌های درمانی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد عمده تشخیصی، شامل سنجه‌های مبتنی بر علوم اعصاب و مقیاس‌های روان‌سنجی بالینی، انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و علی-مقایسه‌ای است که در آن داده‌های حاصل از نقشه‌برداری مغزی (QEEG) و آزمون‌های عملکرد پیوسته (CPT) به عنوان شاخص‌های عصب‌شناختی، با نتایج مقیاس رتبه‌بندی کانرز والدین و معلمان به عنوان ابزارهای روان‌شناختی سنتی مورد مقایسه قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان ۷ تا ۱۲ ساله مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان‌پزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها، نمونه‌ای به حجم ۱۲۰ نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که اگرچه مقیاس‌های روان‌شناختی دارای حساسیت بالایی در شناسایی علائم رفتاری هستند، اما در تفکیک زیرنوع‌های اختلال و تشخیص افتراقی از اختلالات همبود (مانند اضطراب)، دچار محدودیت هستند. در مقابل، سنجه‌های نوروساینس، به‌ویژه نسبت موج تتا به بتا در لوب پیشانی، دقت بالاتری (حدود ۸۵ درصد) در تشخیص زیربنای بیولوژیک اختلال نشان دادند. با این حال، تحلیل داده‌ها بیانگر آن بود که بالاترین میزان توافق تشخیصی و کمترین نرخ مثبت کاذب زمانی حاصل می‌شود که از یک رویکرد ترکیبی استفاده شود. در نهایت، این مطالعه نتیجه می‌گیرد که سنجه‌های عصب‌شناختی نباید جایگزین ارزیابی‌های بالینی شوند، بلکه باید به عنوان ابزاری مکمل برای افزایش اعتبار تشخیص و شخصی‌سازی پروتکل‌های درمانی به کار گرفته شوند.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/11021</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
